Tuesday, 29 August 2017

شعله پاکروان از ایران خارج شد

شعله پاکروان از ایران خارج شد


 
و نوشت: لحظاتى پيش پس از چند ماه دربه درى در يك كشور همسايه، از چنگ حكومت ديكتاتور رها شده و با یاری یکی از بستگانم، وارد كشوری اروپايى شدم.
در چند سال گذشته و بخصوص پس از اعدام ظالمانه ریحانه، انواع آزارها از تهدیدات تلفنی و کتبی و احضار و بازجویی گرفته تا جلوگیری از خروجم و از دست دادن پرواز بر من رفت. در تهران و پس از احضار وقتی روبروی بازجو نشستم با سؤالاتی حیرت اور مواجه شدم:
- چرا مى گويى اعدام نه؟ اعدام حكم خداست.
- پرچم داری. پرچمت را پايين بياور، وگرنه ديگر ملايمتى در كار نخواهد بود.
- ریحانه به گریه و دعاهای تو نیاز دارد. به قبرستان برو و برایش گریه کن
- ديگر درباره ريحانه ننويس، اگر هم میخواهی بنویسی در دفترت و در خلوت بنويس
- چكار دارى به اعدامهاى 67 اشاره مى كني؟
- چرا فلانى و فلانى مى آيند ديدن تو؟
- مرگ ریحانه در تقدیر او بوده! ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست!
- هر کاری که دلت میخواهد برای ریحانه بکنی برای دو دختر دیگرت بکن. چون ممکن است آنان را هم از دست بدهى!
و هنگام خروج از فرودگاه وقتی پس از عبور از گیت پرواز، پاسپورتم را گرفته و در دفتر حراست بازجویی شدم به صراحت گفت:
- مایل بودم در اوين بازجويى بشوی
و حیرت آورتر این که با اينكه می دانست مانند همه بازماندگان اعدام و مادران داغدار «مى خواهم سر به تن اين نظام نباشد» و اين را صريحا از من شنيده بود با بى شرمى گفت:
- شما باید با ما همکاری کنید !
همدلی م با برخى زندانيان سياسى را "آلت دست” مجاهدين شدن نامید. اتهامات ناروایی به يك زن و شوهر زندانى مقاوم زد که دلم می لرزد از تکرار کردنش. وقتی گورکن، بلوکهای سیمانی را روی تن ریحان می چید مُهری بر آن پیمان زدم که با جان از تنم بدر رود. همچون سایر دادخواهان کفشهای آهنین پوشیده و به دنبال عدالتی هستم که از فرزندان ایران دریغ شده است...
یکی از دشوارترین انتخابهای زندگی ام همین بود. ماندن یا رفتن، اگر مى ماندم و ادامه مى دادم، بايد راهى اوين مى شدم . . . اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند.
به عنوان عضوی از جنبش دادخواهی، دستم را در دستان همه مبارزان جدی ضد ظلم مى گذارم. برای برقراری عدالتی که از بیگناهان در خاک غلطیده دریغ شد. برای محاکمه و مجازات کسانی که خون فرزندان ایران را بر زمین ریختند. بی شک ظلم ظالمان دیری نخواهد پایید و خون بیگناهان، سیاوش وار خواهد جوشید. پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت .
شعله پاکروان 
#شعله_پاکروان مادر #ریحانه_جباری‌ ست؛ دختری که به خاطر کشتنِ مردی که قصد تجاوز به او داشت پس از هفت سال در سن 26 سالگی‌اش اعدام شد.

No comments: