پوزش خواهی یک هموطن
پوزش خواهی یک هموطن با وجدان به نام محسن که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شرکت کرد و به حسن روحانی رای داده بود:
«از همه کسانی که رای ندادند معذرت میخواهم که خام شدم و رای دادم به #روحانی
اگر فحش بدهند حق دارند اگر هرچه به من و امثال من بگویند حق دارند چون من با رای خود به نوعی آینده آن ها را تباه کردم
هر اتفاقی داره واسه خبرنگارا یا هر اعدامی که داره اتفاق میوفته به خدا دلم میخواد خودمو بکشم چون خودم رو تو مرگ اون انسان ها مقصر میدونم
اونا با رای من و امثال که به #روحانی دادیم دارن کشته میشن
امیدوارم منو ببخشن با این که میدونم غیر ممکنه
از این به بعد تا آخر عمرم در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد هیچ انتخاباتی
حتی اگر خود خدا هم کاندید انتخابات باشد شرکت نخواهم کرد زیرا دیگر به هیچ حرف و وعده ای اعتماد نمیکنم»
*********************
حملات اسید پاشی به دختران اصفهانی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان ایرانیان به نحوه برخورد خشن مذهبیون با مساله حجاب بوجود آورده است. مردم شجاع اصفهانی، از خشم به سر آمدند و برای اعتراض به این جنایت های زنجیره یی دست به تظاهرات زدند.
اما واکنش نیروی انتظامی تحت نظارت وزارت کشور دولت «تدبیر و امید» به این تظاهرات مسالمت آمیز مردمی خشمگین از چنان جنایت بی شرمانه ای چه بود؟ نیروی انتظامی سعی در متفرق کردن مردم داغدار اصفهانی با شلیک گاز اشک آور کرد ودر نهایت هم تعدادی از شرکت کنندگان بازداشت شدند.
واکنش رییس جمهوری دولت تدبیر و امید به عنوان مسوول اجرای قانون اساسی چه بود؟ ایشان پس از یک هفته سکوت محض در مورد این جنایت های وحشتناک بدتر از داعش فرمودند:
مبادا فردا که نخواهد بود، تحت لوای شعار زیبای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما ناامنی آغاز شود چون اساس معروف، امنیت است و برای برادری و کرامت انسانی و احترام به یکدیگر مطرح شده است پس مبادا که منکر را تنها به یک مساله خلاصه کنیم و دروغ و تهمت، رشوهخواری و بورسیه تقلبی را منکر نپنداریم
لازم به ذکر است كوتاه زماني پس از اينكه رئیس دولت و سخنگویش میلیونها زن بی حجاب را "بیمار" خطاب كردند، موج اسيد پاشي زنجيره اي در كشور به راه افتاد!
رئیس دولت در شهريور گفته بود مریضی با "فیلتر"، دیوار و "ون" حل نمیشود! مریض را پیش متخصص میبریم!
و سخنگوی دولت اعلام كرد: «برخورد با بدحجابی را تایید می کنیم»
و تنها چند هفته پس از این اعلام جنگ به زنان، موجی از «اسید پاشی» در اصفهان پایتخت فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ایران آغاز شود و این شهر را به جایی نا امن بدل کند و شمار قربانیان اسیدپاشی زنجیره ای به ۱۵ نفر برسد که یکی از آنها منجر به مرگ شده است، تا حدی که وحشت و ترس موجب شده زنان این شهر جرات بیرون رفتن از خانههایشان را نداشته باشند.
و به جای بسیج نیروهای انتظامی جهت دستگیری اسید پاش، مردم معترض به این جنایت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند!
در روزهای گذشته بعضی از بانوان محترم این سوال را در فضای مجازی مطرح کرده اند که «آقای روحانی! دختران در اسید سوخته، ارزش یک ابراز تاسف ساده را نداشتند؟»
حال جهت یافتن پاسخ این سوال رجوع میکنیم به کتاب خود حسن روحانی فردی که از طراحان حجاب اجباری زنان بود و همچنین نامهٔ «خودکشی پسر روحانی به دلیل نفرت از نقش پدرش در حکومت اسلامی و اعدام های دسته جمعی».
به نظر شما حسن روحانی (فریدون) که سخنان پسرش او را از اهداف شومش باز نداشت و راه خود را ادامه داد، آیا اکنون میتواند عمیقا برای «دختران در اسید سوخته» ابراز تأسف نماید؟
متن نامه پسر روحانی به نقل از نیویورک پست چنین است: «من از دولت شما متنفرم، از دروغ ها ، از فساد شما، از دین شما، از دورویی و نقاق و ارزش گذاری های دوگانه شما، ...»
خودکشی، پسر بزرگ حسن روحانی به دلیل مخالف با سیستم حکومتی اسلامی که پدرش با آن همکاری داشته بوده. خودکشی پسر بزرگ حسن روحانی در ۲۱ سال پیش چنانچه در نامه خودکشی خود بیان کرده به دلیل شرمسار بودن از اقدامات و پست های پدر خود در حکومت اسلامی " واز وابستگی پدر خود به رژیم " بوده.
حسین روحانی، و او هنوز هم در سال ۱۹۹۲ در سن ۲۳ سالگی در حالی که هنوز دانشجو بوده به خودکشی دست زد، او احساس گناه زیادی به این واقعیت داشته که پدرش بخشی از سیستم اعدام عمده فروشی مبارزه تا پس از جنگ، ایران - عراق، کابل ها، کابل مرگ بسیاری از مخالفان اظهار نظر، "از جمله برخی از دوستان و همکاران خود را در این مطالعه، وی در قسمتی از نامه خودکشی خود چنین بیان کرده که "، و یک راه حل نمی بینم به جز خودکشی" او همچنین ذکر کرده از این واقعیت که پدرش در آن سال، مسئول مدیریت از زمان جنگ تا جمهوری هاشمی رفسنجانی، بسیار شرمسار است.
او احساس گناه زیادی برای این واقعیت داشته که پدر خود بخشی از سیستم مبارزات انتخاباتی و اعدام های دسته جمعی بخصوص پس از جنگ، ایران - عراق بوده که طناب مرگ را به گردن بسیاری از مخالفان، از جمله برخی از دوستان و همکاران خود او انداخته بوده.

No comments:
Post a Comment